فلسفه اخلاق
زندگی مانند یک آزمون مداوم از آنچه که ما در حال تبدیل شدن به آن هستیم به نظر میرسد. هر چالش؛ هر مانعی... برای آزمایش محدودیتهای روح شما ساخته شده است. انتخابهایی که انجام میدهید، شخصیت شما را شکل میدهند و بر سرنوشت شما تأثیر میگذارند. دستیابی به بالاترین پتانسیل ما، مستلزم آن است که انتخابهای درستی انجام دهیم. و بهترین راه برای انتخابهای درست، داشتن وجدانی پاک و اخلاقی است که اعمال شما را هدایت کند. در پرورش اخلاق، قوانین سنتی واقعی برای پیروی وجود دارد، اما مهمترین آنها، قوانینی هستند که خودتان برای خودتان تعیین میکنید. ایدههای زیر، راهنماهایی برای تعیین قوانین خودتان در مورد نحوه انتخاب زندگیتان هستند.
قانون طلایی: با دیگران همانطور رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند
آیا متوجه شدهاید که اگر به کسی لبخند بزنید، به احتمال زیاد او هم به شما لبخند خواهد زد؟ اگر به پشت کسی بزنید، انگار که میخواهید بگویید «سلام رفیق»، تعداد زیادی هم به پشتتان میکوبند؟ این یک دنیای متقابل است. هر چه بدهید، همان را دریافت میکنید. و همانطور که میگویند... عشق، عشق میآفریند، نفرت، نفرت میآفریند. بنابراین اگر میخواهید دنیا با شما بهتر رفتار کند، ابتدا با آن بهتر رفتار کنید. بیشتر بگویید متشکرم، بیشتر بگویید صبح بخیر، بیشتر بگویید ببخشید، و بیشتر بگویید متاسفم. بدهی خود را بپردازید، درهای بیشتری را برای دیگران باز کنید و به افراد مسن بیشتری کمک کنید تا از خیابان عبور کنند. مهمتر از همه، همیشه مودب باشید، هرگز به دیگران آسیب نرسانید و همیشه حقیقت را بگویید. اینها اصول اساسی هستند که هرگز از مد نمیافتند.
با پیروی از قانون طلایی میتوانید از بسیاری از فجایع جلوگیری کنید. شبی را به یاد دارم که در یک مکدونالد روباز در جاده اورچارد سنگاپور نشسته بودم. وقتی صدای برخورد سینی به زمین را شنیدم، شش متر آن طرفتر، دو مرد سفیدپوست هیکلدار، یک مرد هاوایی کوتاهتر و چاقتر را گیر انداختند. هر سه مرد حدوداً بیست و چند ساله بودند. به نظر میرسید که آنها نتوانسته بودند دم در به یکدیگر راه بدهند، بنابراین به هم برخورد کردند و سینی افتاد. صدای توهینهایی شنیدم و آنها شروع به هل دادن یکدیگر کردند. تعداد هل دادنها را شمردم، ۱.. ۲.. ۳.. و سپس آنها با هم درگیر شدند. به نحوی، مرد هاوایی موفق شد گردن یک مرد سفیدپوست را بگیرد و او را با سر به لبه مرمری ساختمان بکوبد! پیشانیاش شکافته شد و خون از زخم فوران کرد. مرد سفیدپوست دیگر گفت: «ایست! ایست! چرا سعی میکنی ما را بکشی، مرد؟»
باورم نمیشود که همه اینها از آنجا شروع شد که آنها دم در راه ندادند و بابت اشتباهشان عذرخواهی نکردند. در عوض، آنها تصمیم گرفتند یکدیگر را هل بدهند و بترسانند تا با هم دعوا کنند. پس میبینید، هر آنچه که ببخشی، ده برابر قویتر به تو باز خواهد گشت«منو هل بدی، محکمتر هلت میدم. مشت بزنی، ناکاوتت میکنم.» این مردها اجازه دادند غرورشان مانع رسیدن به یک راهحل مسالمتآمیز شود. آیا میتوانستند به سادگی عذرخواهی کنند و پیشنهاد بدهند که پول غذای یکدیگر را بدهند؟
همانطور که میدانید، این مورد نادری نیست. اغلب، فقط خیره شدن به کسی میتواند دعوا را شروع کند. یا کسی را از صف بیرون کردن. یا جای پارک کسی را گرفتن. یا با احتیاط رانندگی کردن. یا از روی عصبانیت نور بالای ماشین را روشن کردن. وقتی اجازه میدهیم خشممان بر ما غلبه کند، غمانگیز است. همانطور که در فلسفه بودایی میگویند: خشم نوعی جهنم استحرص و طمع، حسادت، شهوت و نفرت نیز همینطور هستند. همه آنها قلب و ذهن را مسموم میکنند. آرامش درونی را که میتواند زندگی شما را فوقالعاده کند، مختل میکنند. بنابراین قبل از اینکه اقدامی انجام دهید که ممکن است از آن پشیمان شوید، از خود بپرسید: «آیا این همان چیزی است که دوست دارم وارد زندگیام کنم؟» لحظهای که آن عمل را انجام میدهید، به کائنات اجازه میدهید تا اثر آن را بگیرد، آن را ده برابر کند و به شما بازگرداند.
اگر به کسی به دیده تحقیر نگاه کنی، ده نفر دیگر هم به تو به دیده تحقیر نگاه خواهند کرد. اگر در آینده ۵۰۰ دلار از یک پیرزن کلاهبرداری کنی، ۵۰۰۰ دلار از دست خواهی داد. به همین ترتیب، اگر ۲۰۰ دلار از روی خیرخواهی کمک کنی، ۲۰۰۰ دلار برای جبران در دسترس خواهی داشت. شاید از طریق کسب و کارت یا در یک قرعهکشی ناگهانی. این قانون کائنات است: هر چه ببخشی، ده برابر قویتر به تو باز خواهد گشت. پس قانون طلایی را اجرا کن: با دیگران همانطور رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنندو میتوانید انتظار داشته باشید که زندگی دقیقاً همانطور که دوست دارید با شما رفتار کند.
